برام دعا کنید که شدیدا محتاج هستم۰
به بیت وحی افزون یک پسر شد
که طوبا نخل عصمت را ثمر شد
بیا مطرب نوایی ساز کن چون
حسین بن علی امشب پدر شد
شور(شب نوزدهم)
دودیده شده همچو دریا
که سینه زغم گشته صحرا
نشسته به لب ذکر بابا
غزلخونم امشب(۲)
بابا نزن حرف رفتن دل من می گیره
بابا نزن حرف رفتن که زینب می میره
بابا نزن حرف رفتن که قلبم اسیره
باباجون پریشونم امشب علی یا علی یا علی جان(۳)
میا امشب از ره سپیده
ببین اشک زینب چکیده
غروب طلوع دل من رسیده
چه محزونم امشب(۲)
بابا نرو سوی مسجد مگر که چی میشه
بابا بخون توی خونه نمازت مگر که نمیشه
میدونی که دختر دلش نازک مثل شیشه
بابا جون پریشونم امشب علی یا علی یا علی جان(۳)
شده غرق ذات خدایی
پر از شور و عشق و نوایی
رسیده به آخر جدایی
چه دلخونم امشب(۲)
تیغ عدو به چه خوش روی فرقت نشسته
اما دل مادرم را به جنت شکسته
بین استخوان تن زینب از هم گسسته
باباجون پریشونم امشب علی یا علی یا علی جان(۳)
میلاد یعقوبی
سنگین(شب نوزدهم)
علی حبش دین و دنیام همه می دونن که آقام
علی گویم من علی جویم که ذکر حیدر رو لبهام
علی مولا یا علی مولا(۴)
علی ساقی و علی ساغر علی دلدار و علی دلبر
نوشته بر سر در جنت علی باشد بر همه سرور
علی مولا یا علی مولا(۴)
دل مولامون چه پرخونه چشاش مثل رود جیحونه
می سوزه از غصه مردم ولی اینو کس نمی دونه
علی مولا یا علی مولا(۴)
به سوی مسجد رونه شد دیگه راحت از زمونه شد
تیر غمها سوی زینب باز دل تنگش رو نشونه شد
علی مولا یا علی مولا(۴)
به محرابش مرتضی بنشست دل عالم در عزا بنشست
به فرقش تا تیغ کین آمد خداوندا تا کجا بنشست
علی مولا یا علی مولا(۴)
علی راحت شد ز دنیایش به پایان شد درد و غمهایش
سر اومد دیگر فراق او رسد امشب او به زهرایش
علی مولا یا علی مولا(۴)
میلاد یعقوبی
تک (شب نوزدهم)
حب علی را در دل خدا تو افزون کن
محبت غیر از او زدل تو بیرون کن
میان این شبهای پر از غم و اندوه
دو دیده خشکم را چو رود جیحون کن
وقتی که میاد اسم علی دلم می لرزه
ذکر مدد حیدر به همه عالم می ارزه
حیدر مدد حیدر ای ساقی کوثر
سحر شده نزدیک و حال عجیبی هست
تا که علی در محراب مسجدش بنشست
لحظه وصل زهرا و مرتضی اما
دل حزین زینب چو فرق او بشکست
شمشیر جفا آمد و فرق او دوتا شد
صاحب عزای شیر خدا خود خدا شد
حیدر مرو حیدر ای ساقی کوثر
فزت و رب الکعبه علی چه می خواهی
میان تو با یارت نمانده است راهی
عدالت و مردی و مرام و جود و عشق
رفت و دگر ای دل تو بکش زغم آهی
آقای همه رفت و دگر ما بی حبیبیم
بی حیدر کرار توی این عالم غریبیم
حیدر مرو حیدر ای ساقی کوثر
میلاد یعقوبی
ما را غلام کوی حسن آفریده اند
مبهوت و مات روی حسن آفریده اند
ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند
مست از خم و سبوی حسن آفریده اند
خورشید را به این همه نقش و نگارها
از طلعت نکوی حسن آفریده اند
روشن ز نور روی مهش گشته روزها
شب را اسیر موی حسن آفریده اند
آری ز مقدمش همه جا بوی گل گرفت
گل را ز رنگ و بوی حسن آفریده اند
از انبیاء و اولیا همه را صف به صف ببین
مدهوش خلق و خوی حسن آفریده اند
میل نگاه هر چه گدایان شهر را
ولله سمت و سوی حسن آفریده اند
میلاد یعقوبی
امام حسن مجتبی(ع)
ای حضرت غریب،ای پور فاطمه
جانم فدای تو،ای هستس همه
روزی به دستتان،ای معدن کرم
ای آیت العظیم،ای شاه بی حرم
عالم اسیر تو،ای مرد باوقار
خشکیده سینه ام،بر من کمی ببار
با یک دلی پر از،غم سویت آمدم
آقا به حکم عشق،دیگر مکن ردم
دریا به نزدتان،چون قطره ای بود
خورشید وماه ونجم .چون ذره ای بود
همت غلام تو،ای کوه استوار
برق نگاهتان،چون تیغ ذولفقار
زد طعنه بر بهشت،خشتی ز خانه ات
با هر تپش دلم گیرد بهانه ات
زیبا جمالتان،بران کلامتان
سلطان عالم است،ولله غلامتان
باب المراد من،عشقم حسن بود
سینه زن توام،تا جان به تن بود
وندر قیامتم،میزان تویی حسن
قرآن ناطقی،ایمان تویی حسن
تا صبح روز حشر،ای حضرت کریم
حلقه به گوشتان،پابست این دریم
میلاد یعقوبی
سبک(مالک ملک دلی)
یا حسن یاحسن
صاحب جود و کرم پادشاه بی حرم
بردن نامت بود مرهم هر درد و غم
یا حسن یاحسن
دل به مهرت بسته ام از همه بگسسته ام
بین خوبان جهان پای تو بنشسته ام
یا حسن یاحسن
من ثنا خوان شما جان به قربان شما
جبرییل از شوق تو گشته دربان شما
یا حسن یاحسن
اسم اعظم نام تو دل اسیر دام تو
خضر پیغمبر پی جرعه ای از جام تو
میلاد یعقوبی
غزل
در شب پانزدهم چونکه صدایم کرده
هرچه را هست و یا بود عطایم کرده
خودش انداخت از اول به دلم مهر شما
حضرت عشق به عشق تو بنایم کرده
من نی خالی ام و باز کرامات شما
پر از زمزمه و شور و نوایم کرده
من لیاقت که ندارم چو گدایان باشم
لطف بی حد تو ارباب گدایم کرده
پنجه در پنجه من معصیت انداخته بود
تا شدم عبد تو ابلیس رهایم کرده
سالها بود خزان بر در باغم زده بود
سبزی روی تو از غصه جدایم کرده
شک ندارم که شود عاقبتم ختم به خیر
مادرت حضرت صدیقه دعایم کرده
میلاد یعقوبی
به بیت وحی افزون یک پسر شد
که طوبا نخل عصمت را ثمر شد
بیا مطرب نوایی ساز کن چون
حسین بن علی امشب پدر شد
امشب که همه شادی دیگر دارند
لطفیست که عالمین سراسر دارند
این جشن و سرور و شادمانی را هم
از یمن قدوم علی اکبر دارند
چه کس امشب به چشمش خواب دارد
صدف در دل دری نایاب دارد
چو شب از نیمه های خویش بگذشت
مهی تابان به بر ارباب دارد
شعر حضرت علی اکبر
باده در جام دلم سرریز شد
سینه از عشق خدا لبریز شد
فصل اندوه و غم و غصه گذشت
لحظه هامان بس طرب انگیز شد
عرش حق آئینه بندان،فرش نیز
کو به کو روشن ،چراغ آویز شد
جرعه ای از باده ساقی بنوش
دیگ رحمت آمده امشب به جوش
سینه و طور تجلا عجبا
ذره و وصف ز بیضا عجبا
قطره و وصل به دریا نه عجب
نم و توصیف ز دریا عجبا
تا که دیدند رخ چون نبی اش
همه گفتند خدایا عجبا
یوسف کنعان دل آمد خدا
مهر بی پایان دل امد خدا
می زنم امشب ز مینای دگر
تا کشم تصویر زیبای دگر
آمده حسن خدای لم یزل
چون پیمبر یا که مولای دگر
سر زده موسی ز طور دیگری
آمده امشب مسیحای دگر
نام زیبایش چو نام حیدر است
او علی سر تا به پا پیغمبر است
خانه خون خدا غوغا شده
گوئیا که محشری برپا شده
ام لیلا زاداه لیلا،هر طرف
صحبت از لیلای این لیلا شده
این طرف مسرور گردیده علی
شادمان در آن طرف زهرا شده
کوری چشم حسودان شد پدر
چون خدا بر او عطا کرده پسر
مادر گیتی نزاید چون تویی
سروری را می سزاید چون تویی
ناتوان باشد بشر در مدحتان
حق تعالی می ستاید چون تویی
آفتاب از شرم رویت در حجاب
رفته و بالا نیاید چون تویی
ای قیامت آن قد و بالای تو
کار ما بسته به یک امضای تو
یک نظر بنشین جمالش را ببین
می برد دل از امیرالمومنین
برق لبخندش گرفته شهر را
روشن از نورش یسارست ویمین
نجل زیبای ولایت را ثمر
حلقه سبز امامت را نگین
خالق اکبر که اکبر داده است
هدیه بر حیدر پیمبر داده است
ای طواف من به گرد روی تو
طاق محرابم خم ابروی تو
تو مطهر زاده ای مولای من
عالمی گردیده مست بوی تو
باب حاجات همه بر من نگر
آمدم با قلب پرخون سوی تو
لحظه ای گیسوی خود را تاب ده
قطره ای ما را شراب ناب ده